سالروز خروج قوای شوروی؛ حماسۀ ملی و نقطه عطفی در تاریخ جهان
نویسنده: سیدباقرشاه احمدی
بریا نیوز:(دوشنبه، ۲۷ دلو۱۴۰۴) نیروهای اتحاد جماهیرشوروی پس از نه سال حضور در افغانستان و در نتیجۀ پیکارهای مردم کشور، سیوهفت سال پیش در بیستوششم دلو وادار به ترک افغانستان شدند.
سالروز خروج قوای اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان، نه یک واقعۀ صرفاً نظامی، بلکه ثبت رسمی ارادۀ یک ملت در حافظۀ تاریخ جهان است. این روز، نماد پیروزی ایمان، مقاومت و ارادۀ جمعی مردم شریف و شجاع افغانستان در برابر یکی از بزرگترین ماشینهای نظامی قرن بیستم به شمار میرود؛ مقاومتی که نهتنها سرنوشت افغانستان، بلکه معادلات منطقۀ و جهانی را دگرگون ساخت.
جهاد ملت مسلمان افغانستان علیه اشغالگران اردوی سرخ شوروی، برخاسته از یک خواست ملی، تاریخی و تمدنی بود؛ جهادی که نه برای نیابت از قدرتی خارجی، بلکه برای دفاع از سرزمین، دین، هویت و کرامت انسانی صورت گرفت. این حقیقتی است که حتی دشمنان تاریخی افغانستان نیز نتوانستهاند آن را از حافظۀ تاریخ حذف کنند.

جهاد افغانستان؛ سپر ثبات منطقه
جهاد مردم متدین افغانستان، عاملی محوری در جلوگیری از گسترش بحران و جنگ به منطقه بود. اگر مقاومت ملت افغانستان در برابر نفوذ سوسیالیسم شوروی فرو میپاشید، امروز نهتنها افغانستان، بلکه کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان، در معرض بیثباتی عمیق سیاسی، ایدئولوژیک و امنیتی قرار میگرفتند.
افغانستان، به بهای خون بهترین فرزندان خویش، به دیوار حائل تمدنی در برابر پیشروی جنگ سرد و نفوذ ایدئولوژیک شوروی بدل شد؛ بهایی که متأسفانه با ویرانی زیرساختها، عقبماندگی اقتصادی و محروم ماندن از کاروان توسعه منطقۀ همراه گردید. این حقیقت تاریخی را نمیتوان انکار کرد که امنیت نسبی منطقه، مرهون فداکاری ملت بزرگ و ایثارگر افغانستان است.
تحریف جهاد؛ بیشرمی سیاسی معاصر
امروز، زمانی که برخی مقامات و محافل در پاکستان میکوشند جهاد ملت با شهامت افغانستان را صرفاً در چارچوب راهبرد امنیتی آمریکا و غرب تقلیل دهند، این اقدام چیزی جز بیشرمی تاریخی و نادانی سیاسی نیست. چنین روایتهایی نهتنها تحریف آشکار تاریخ، بلکه ادامۀ خصومت تاریخی در قبال فداکاری های مردم افغانستان است.
جهاد ملت افغانستان در برابر تجاوز آشکار اردوی اتحاد جماهیر شوروی و رژیم های کمونیستی و استبدادی کابل پیرو خط فکری مسکو، پیش از آنکه به هر نوع حمایت خارجی گره بخورد، جنبشی مردمی- ملی و خودجوش بود. استفاده ابزاری قدرتها از این جهاد، هرگز ماهیت اصیل و ملی آن را تغییر نمیدهد؛ همانگونه که سوءاستفاده از یک حقیقت، اصل حقیقت را باطل نمیسازد.

بستر جغرافیایی و منطق کمیشنکاری
بیتردید، بخشی از سازوبرگ و تدارکات مجاهدین بعد از هجرت و آوارگی میلیون ها خانواده این سرزمین در خاک پاکستان و ایران شکل گرفت؛ اما دولت پاکستان هرگز به ارزشهای جهاد باور نداشت. آنچه این کشور را به صحنه پشت جبهه تبدیل کرد، نه ایمان، بلکه منطق کمیشنکاری و پیمانکاری امنیتی بود.
این منطق، از دوران جهاد علیه شوروی تا امروز ادامه یافته است؛ منطقی که در آن، بحرانسازی به یک منبع درآمد بدل شده و گروههای افراطی و تروریستی همچون داعش خراسان بهعنوان ابزارهای پروژهای مورد استفاده قرار گرفتهاند. مدیریت پنهان، بازی دوگانه و دریافت امتیازات مالی و سیاسی از حامیان خارجی، بخشی از این ساختار مزمن است.
افول نظام کمیشنکار پنجاب
نظام کمیشنکار پنجاب باید بداند که این فتنه چنددهۀ رو به پایان است. چهره نفاق سیاسی آن، نهتنها برای ملت افغانستان، بلکه برای وجدان بیدار جهان اسلام آشکار شده است. دیگر نمیتوان با نقاب میانجیگری صلح، پروژه تروریسم را مدیریت کرد و همزمان خود را شریک ثبات منطقه جا زد.
از افغانستان تا غزه؛ تداوم یک نفاق
بازی آشکار و پنهان پاکستان در همراهی با طرحهای غرب، از جمله مشارکت غیرمستقیم در پروژههای منسوب به دونالد ترامپ علیه مردم مظلوم فلسطین، بالخصوص غزه، بر کسی پوشیده نیست. همان الگویی که در مدیریت داعش خراسان آزموده شد، اکنون در تلاش برای ایفای نقش مشکوک در برابر مجاهدین جنبش حماس تکرار میگردد؛ الگویی که هدف آن، کسب مزد غلامی از غرب و اسرائیل در قالب معاملات امنیتی، فروش سلاح و پروژههای بحرانسازی است.
جمعبندی
سالروز خروج قوای شوروی، یادآور این حقیقت است که افغانستان هرگز تسلیم اشغال نشده و نخواهد شد. این سرزمین، بارها هزینه سنگین دفاع از خود و منطقه را پرداخته است، بیآنکه مدعی باشد؛ اما تحریف تاریخ، ناسپاسی سیاسی و بهرهکشی از خون ملتها، هرگز ماندگار نخواهد بود.
تاریخ، نه با روایت پیمانکاران بحران، بلکه با خون ملتهای مقاوم نوشته میشود؛ و در این تاریخ، جهاد ملت افغانستان جایگاهی رفیع، مستقل و افتخارآمیز دار.