news اخبار فوری
clock
اپلیکیشن ما را دانلود کنید با اپلیکیشن موبایل ما در هر جایی بخوانید
به زودی

علم؛ بنیاد حاکمیت، استقلال و عزت امت اسلامی

علم؛ بنیاد حاکمیت، استقلال و عزت امت اسلامی


علم؛ بنیاد حاکمیت، استقلال و عزت امت اسلامی

 

به قلم: مختار مبارز


در اندیشه اسلامی، مفهوم «علم» از بنیادی ترین و تعیین کننده ترین مؤلفه های هویت، بقا و قدرت امت به شمار می رود. بر خلاف برخی برداشت های سطحی نابخردانه که علم را امری شخصی و مباح می پندارند، هدایات قرآن و سنت، و بررسی عمیق اصول فقه، مقاصد شریعت، تاریخ تمدن اسلام و قواعد سیاست شرعی نشان می دهد که علم در حقیقت «رکن اساسی تحقق خلافت اسلامی»، «شرط لازم برای عزت و استقلال جامعه مسلمانان» و «ستون فقرات مقاومت در برابر طواغیت و نظام های فرعونی» است. هرگونه تلاش برای تحقیر ارزش علم، خارج کردن آن از دایره تکلیف شرعی، یا وانمود کردن آن به عنوان یک فعالیت «مباح و غیرضروری»، جامعه اسلامی و نهایتاً امت اسلامی را دست بسته به قربانگاه ذلت، وابستگی و غارت می برد و آن را در اختیار استکبارگران و طواغیتی قرار می دهد که جز به غلامی و گمراهی مسلمانان نمی اندیشند. این مقاله با رویکردی جامع و مستند، به تبیین این حقیقت می پردازد که علم در اسلام مباح نه، بلکه «فرض» است.

نخستین و روشن ترین دلیل بر این مدعا، کیفیت و محتوای وحی نخستین است. الله متعال در سوره علق، اولین کلمه ای را که بر پیامبر اسلام نازل می کند «اقرأ» (بخوان) قرار می دهد: ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ (علق: ۱). این فرمان که پیش از هر دستور عبادی یا اخلاقی دیگر نازل شده، یک «جهت دهی تمدنی» است؛ یعنی اسلام می خواهد پایه حرکت خویش را بر آگاهی، تحقیق، خواندن جهان، کشف قوانین خلقت و تولید معرفت بنا کند. بلافاصله پس از آن، خداوند «قلم» را به عنوان ابزار گسترش علم معرفی می کند: ﴿الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ (علق: ۴-۵). علامه محمد طاهر ابن عاشور در تفسیر التحریر والتنویر پیرامون این آیات می گوید: «امر به قرائت در نخستین آیات نازله، دلالت بر این دارد که پایه دین بر علم نهاده شده و ترک تعلم و تعلیم با مقصد اصلی بعثت در تضاد است». از اینرو، کسانی که علم را به حاشیه می رانند یا آن را بی ارزش جلوه می دهند، در واقع با روح قرآن درگیری دارند.  در جای دیگر، قرآن علم را شرط برتری و عزت مؤمنان معرفی می کند: ﴿يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ (مجادله: ۱۱). و نیز می فرماید: ﴿قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ (زمر: ۹). این رفعت درجات و عدم تساوی، اختصاص به علوم دینی به معنای خاص (فقه، حدیث، تفسیر) ندارد، بلکه شامل هر علمی می شود که به قرب الهی، عدالت، استغنا و قدرت امت کمک می کند. شاهد این مدعا، سیره عملی صحابه و تابعین است؛ آنان در کنار آموختن قرآن و حدیث، به فراگیری طب، حساب، مهندسی آب (قنات سازی)، فنون جنگی، سیاست و اقتصاد نیز اهتمام داشتند.

از منظر فقهی، قواعد تعیین کننده ای وجود دارد که علم را از دایره اباحه به دایره وجوب منتقل می کند. مهم ترین این قواعد، اصل «ما لا يتم الواجب إلا به فهو واجب» است. این قاعده در فقه اسلامی و به ویژه در مذهب امام اعظم ابوحنیفه از جایگاه رفیعی برخوردار است. امام سرخسی در المبسوط (ج ۱، ص ۲۲) می گوید: «هر چیزی که انجام واجبی بدون آن ممکن نباشد، خود آن چیز واجب است، خواه عبادت باشد خواه عادت.» و ابن نجیم در الأشباه والنظائر (ص ۹۰) تصریح می کند: «مقدمه واجب، خود واجب است.» بر اساس این قاعده، اگر ما بپذیریم که حفظ جان مسلمانان واجب است (و هیچ فقیهی در آن تردید نکرده)، آن گاه فراگیری علم طب و دوا سازی و جراحی بر جمعی از امت فرض کفایی می شود. اگر حفظ امنیت و دفع تجاوز دشمن فرض است (بر اساس آیه ۶۰ سوره انفال)، آن گاه یادگیری علوم نظامی، صنایع دفاعی، تکنالوژی موشکی، جنگ الکترونیک، سایبرنتیک، رمزنگاری و هوش مصنوعی نظامی، همگی «فرض کفایی» خواهند بود. اگر حفظ نظام اقتصادی و جلوگیری از سلطه ربوی و وابستگی به بیگانگان فرض است، آن گاه علوم اقتصاد اسلامی، بانکداری بدون ربا، مدیریت تولید، حسابداری و مهندسی صنایع وارد دایره فرض می شوند. و اگر اقامه عدالت و تنظیم روابط اجتماعی فرض است، علوم حقوقی، قضایی و اداری نیز فرض میگردند. حال آنکه برخی افراد ناآگاه یا مغرض، تمام این علوم را «مباح» یا حتی «بی ارزش» جلوه می دهند و امت را به سمت جهل ساختاری سوق می دهند.

قرآن کریم در آیاتی مثل ﴿وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ (انفال: ۶۰) به طور مستقیم به مسأله قدرت و آمادگی در برابر دشمنان می پردازد. این آیه از نظر علم اصول، امری مطلق و الزام آور است و بر وجوب دلالت می کند. اما نکته کلیدی، تفسیر واژه «قوت» است. مفسران و فقها تصریح کرده اند که «قوت» مفهوم عام و تاریخی دارد و منحصر به ابزارهای جنگی عصر نزول (اسب و تیر و شمشیر) نیست. امام فخر رازی در التفسیر الکبیر ذیل این آیه می گوید: «قوت شامل هر چیزی است که باعث هراس دشمن و تقویت مسلمانان شود؛ از سلاح های پیشرفته گرفته تا علوم و صنایع.» ابن حجر عسقلانی در فتح الباری (ج ۶، ص ۱۱۱) در شرح حدیث «ألا إن القوة الرمي» می گوید: «پیامبر (ص) رمی را به عنوان مصداقی از قوت ذکر کرد، نه به معنای حصر؛ پس هر وسیله دفاعی و قدرت آفرینی که در هر عصری وجود داشته باشد، مشمول آیه است.» بنابراین در عصر ما، قوت شامل علوم هسته ای، فضایی، موشکی، بیولوژیک، کیمیایی، سایبری، رسانه ای و اقتصادی است. بدون تحصیل و تولید این علوم، امت اسلامی نمی تواند به فرمان «أعدوا» عمل کند و این ترک، گناهی جمعی است.

از سوی دیگر، حدیث نبوی «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ» (سنن ابن ماجه، مقدمه، باب فضل العلماء، حدیث ۲۲۴) صراحت دارد که «طلب علم» فریضه است، نه مباح. اما گستره این علم چیست؟ بررسی عبارات فقها نشان می دهد که «علم» در این حدیث، علم نافع تعریف شده است، و علم نافع آن است که به اصلاح دین و دنیای انسان کمک کند. امام نووی در شرح صحیح مسلم (ج ۲، ص ۲۲) می گوید: «واجب کفایی، تمام علوم محتاج الیه امت است؛ مانند طب، حساب، صناعات و حرف.» علامه ابن قیم در مفتاح دار السعادة (ج ۱، ص ۱۱۲) می نویسد: «علومی که امت در معاش و معاد خود بدان نیاز دارد، اگر ترک شوند، همه امت در گناه شریکند و این ترک باعث ضعف و ذلت مسلمانان می شود.» بنابراین، کسانی که می گویند «تنها علم دینی فریضه است و علوم دیگر مباح» یا حتی «علم دنیوی ارزشی ندارد»، در واقع با سنت نبوی و اجماع فقها مخالفت می کنند و به تضعیف امت دامن می زنند.

حال باید به این پرسش اساسی پاسخ داد: چرا برخی جریان ها تلاش می کنند علم را مباح و بی ارزش جلوه دهند و مسلمانان را از تحصیل علوم تمدنی بازدارند؟ پاسخ در تحلیل سیاسی و اجتماعی پنهان است. این جریان ها (چه آگاهانه و چه ناآگاهانه) در حال انجام یک پروژه «خلع سلاح معرفتی» از امت اسلامی هستند. آنان می خواهند مسلمانان را در جهل مرکب نگهدارند، تا نتوانند ابزارهای قدرت (نظامی، اقتصادی، تکنالوژیکی) را تولید کنند و همواره مصرف کننده و وابسته باقی بمانند. سپس این امت دسته بسته به قربانگاه برده می شود؛ یعنی در اختیار استکبارگران و طواغیتی قرار می گیرد که تنها هدف آنان استثمار، غارت منابع، سلطه فرهنگی و تحقیر مسلمانان است. این طواغیت (مانند نظام سلطه جهانی به رهبری سرمایه داری ربوی و استعمار نوین) دقیقاً از اینکه امت اسلامی جاهل، ضعیف، تجزیه شده و وابسته باشد، بیشترین بهره را می برند. به تعبیر دقیق تر، هر کس که علم را مباح و بی ارزش بداند، در عمل نیروی مزدور استکبار است، هر چند با لباس دین ظاهر شود. قرآن به این دسته اشاره می کند: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (نور: ۱۹)؛ و «فاحشه» در اینجا هر گناه بزرگ از جمله جهل سازمان یافته و ترویج ضعف است. همچنین خداوند می فرماید: ﴿وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (آل عمران: ۱۳۹)؛ «شما برترید اگر ایمان دارید»؛ اما برتری بدون علم و قدرت معنا ندارد. در عرصه اقتصاد، «تسلیع علم» به این معناست که قدرت های بزرگ، دانش و تکنالوژی را به کالایی گران قیمت تبدیل می کنند و آن را در ازای وابستگی سیاسی، فرهنگی و نظامی در اختیار ملت های ضعیف قرار می دهند. نتیجه این فرآیند، ایجاد «اقتصاد رانت محور» و «وابسته» است که در آن، امت اسلامی نه تولیدکننده بلکه مصرف کننده صرف است. اسلام برای مقابله با این وضعیت، بر وجوب کفایی «تعلیم و تعلم صنایع و حرف» تأکید کرده است. امام غزالی در إحياء علوم الدين (کتاب العلم) می گوید: «اگر امت مسلمان در علوم صناعی و طبی و حسابداری کوتاهی کند، مرتکب گناه جمعی شده است زیرا نظام زندگی مسلمین مختل می شود.» او حتی تصریح می کند که «ترک این علوم، موجب تسلط کفار بر مسلمین و ذلت ایشان می گردد.» و این دقیقاً همان چیزی است که امروز در جهان اسلام مشاهده می شود: وابستگی تکنالوژیکی، عقب ماندگی علمی، و در نتیجه سیطره سیاسی و اقتصادی دشمنان.

از منظر اخلاقی، تحقیر علم و ترویج «مباح بودن» آن، یک فساد اخلاقی بزرگ است. زیرا فضیلت علم از بزرگ ترین فضایل است و رذیلت جهل از بزرگ ترین رذایل. قرآن می فرماید: ﴿وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا (طه: ۱۱۴) و این دعا، نشانه عشق به فزونی علم است. پیامبر (ص) نیز می فرماید: «مَنْ سَلَكَ طَرِيقًا يَلْتَمِسُ فِيهِ عِلْمًا سَهَّلَ اللَّهُ لَهُ طَرِيقًا إِلَى الْجَنَّةِ» (صحیح مسلم، کتاب الذکر والدعاء). بنابراین علم ستایی و جهل ستیزی، بخشی از اخلاق اسلامی است. کسانی که علم را بی ارزش جلوه می دهند، در واقع در حال ترویج جهل و خاموش کردن چراغ هدایت هستند. امام علی (ع) می فرماید: «لَا خَيْرَ فِي صَمْتٍ لَا عِلْمَ وَلَا فِي كَلَامٍ لَا عِلْمَ» (نهج البلاغه، حکمت ۴۲۱). بنابراین جامعه ای که علم را مباح و اختیاری بداند، به تدریج به سمت جهل زدگی و سپس ذلت اخلاقی و اجتماعی سقوط می کند.  در بعد اجتماعی، علم عامل تحرک و پویایی جامعه است. جامعه ای که علم را واجب جمعی نمی داند، هرگز ماشین تحقیق، نوآوری و تولید دانش خود را روشن نخواهد کرد. افرادی که علم را مباح می پندارند، در واقع فرهنگ تنبلی فکری، تقلید کورکورانه، و توقف در دانسته های محدود را ترویج می کنند. این وضعیت، جامعه را به سمت «رکود تمدنی» پیش می برد که نتیجه آن، شکاف میان مسلمانان و سایر تمدن ها در عرصه های علمی و تکنالوژیکی است. ابن خلدون در مقدمه (فصل ۶) می گوید: «علوم و صنایع، وقتی در امتی رو به زوال می رود، آن امت به تدریج قدرت خود را از دست می دهد و زیر سلطه دیگران می رود.» این یک قانون تاریخی است؛ امتی که علم را ترک کند، سلطه دیگران را پذیرفته است.

واقعیت تلخ امروز جهان اسلام این است که نظام های استکباری با بهره گیری از شبکه ای از اندیشه ها و جریان های فکری وابسته، تلاش می کنند این ایده را ترویج کنند که «علوم جدید یا غربی است یا بی ارزش» و «مسلمانان تنها به آموزه های سنتی محدود نیاز دارند». اما این یک توطئه هوشمندانه است؛ چرا که جامعه بدون علم انجنیری، طبی، اقتصادی و نظامی، هیچگاه نمی تواند مستقل باشد و همواره نیازمند بیگانگان باقی میماند. سپس استکبار به عنوان «آقا» و «منجی» ظاهر می شود، در حالی که در باطن غارتگر و سلطه طلب است. بنابراین، هر مسلمان آگاه باید فریاد بزند که علم در اسلام فرض است، ترک آن معصیت جمعی است، و هر کس علم را مباح و بی ارزش معرفی کند، خائن به امت و خدمتگزار طواغیت است.  اسلام بر خلاف برخی برداشت های ناقص، علم را نه به عنوان امری مباح و اختیاری، بلکه به عنوان «ستونی از تکلیف الهی» تعریف می کند. بر اساس قاعده «ما لا يتم الواجب إلا به فهو واجب»، هر علمی که برای تحقق یکی از واجبات قطعی (حفظ جان، مال، دین، عقل، نسل، امنیت، دفاع، عدالت، اقتصاد، استقلال) ضرورت دارد، واجب کفایی یا در شرایط تهدید، واجب عینی می شود. قرآن و سنت و اجماع فقها بر این معنا تأکید دارند. در مقابل، جریان هایی که علم را «مباح» و بی ارزش می شمارند، امت را به سمت جهل، ضعف، وابستگی و ذلت سوق می دهند و عملاً آنان را دست بسته در اختیار استکبارگران و طواغیت قرار می دهند. این جریان ها، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، سربازان دشمن هستند. خداوند در قرآن می فرماید: ﴿وَلاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ (حشر: ۱۹)؛ جامعه ای که علم را فراموش کند، خود را فراموش کرده است و آن گاه به پای هر طاغوتی سرخم می کند. وظیفه امت اسلامی امروز، بازگشت به فهم اصیل دین، بازسازی نظام آموزشی مبتنی بر وجوب علم، ایجاد تمدن علم محور، و قطع دست استکبار از منابع و مقدرات خویش است. و این میسر نیست مگر اینکه علم را به جایگاه اصلی خود در منظومه شریعت بازگردانیم: علم، مباح نیست؛ علم، تکلیف است و ترک آن گناهی نابخشودنی جمعی!!

 

برای نظر دادن باید ثبت‌نام کرده یا وارد شده باشید ورود?

اخبار مرتبط

ما را دنبال کنید

به قهرمان رای دهید

برترین دسته ها

نظر اخیر

  • user توسط KyuhqcUFaKDxgQxidA

    kcZRtHeWrgoWMTIL

    quoto
  • user توسط qcJvwIEkylYuVnMMCZ

    GBWGKEROsZZqoosN

    quoto
  • user توسط ZzTRVabJcrTlFUSRFgF

    mBQzzewrmjOEHCuhl

    quoto