news اخبار فوری
clock
اپلیکیشن ما را دانلود کنید با اپلیکیشن موبایل ما در هر جایی بخوانید
به زودی

حبیب‌الرحمان حکمتیار: از میثاق مدینه تا ورزشگاه فوتبال؛ پاسخ تاریخ به افراط‌گرایی

حبیب‌الرحمان حکمتیار: از میثاق مدینه تا ورزشگاه فوتبال؛ پاسخ تاریخ به افراط‌گرایی

 حبیب‌الرحمان حکمتیار : از میثاق مدینه تا ورزشگاه فوتبال؛ پاسخ تاریخ به افراط‌گرایی

بریانیوز پنجشنبه- ١۸ سرطان ١٤٠٥

     بحث درباره قوانین پذیرفته‌شده فوتبال، بار دیگر بهانه‌ای شد تا یکی از مدافعان دیدگاه طالبان، مخالفت این گروه با بسیاری از قواعد و ارزش‌های پذیرفته‌شده جهانی را توجیه کند. استدلال او این بود که قوانین فوتبال قابل پذیرش نیست، زیرا زنان و مردان در ورزشگاه‌ها در کنار یکدیگر مسابقات را تماشا می‌کنند

اما این استدلال، بیش از آنکه یک استدلال دینی باشد، نمونه‌ای از نوعی نگرش افراطی است که تلاش می‌کند هر پدیده جهانی را تنها از یک زاویه محدود تفسیر کند

اگر معیار مخالفت با فوتبال، حضور زنان و مردان در ورزشگاه‌ها باشد، این پرسش مطرح می‌شود که چرا تیم ملی کرکت افغانستان سال‌هاست در مسابقات بین‌المللی شرکت می‌کند؛ مسابقاتی که در کشورهای مختلف و دقیقاً با همین شرایط برگزار می‌شود؟ اگر این منطق پذیرفته شود، نتیجه آن چیزی جز این نخواهد بود که افغانستان باید از حضور در تمام رقابت‌های بین‌المللی ورزشی کناره‌گیری کند

این نمونه تنها یک مثال است؛ اما در واقع موضوع اصلی، فوتبال نیست. مسئله، نوع نگاهی است که می‌کوشد همه تعاملات امروز جهان را با چنین استدلال‌هایی رد کند

همین طرز تفکر، در ادامه تلاش می‌کند عدم به‌رسمیت‌شناخته‌شدن حکومت طالبان را نیز توجیه کند و چنین القا نماید که گویا دلیل این وضعیت، پایبندی آنان به احکام الهی و مخالفت با اصول و قواعد پذیرفته‌شده جهانی است. در حالی که این ادعا، پرسش‌های جدی فراوانی را به همراه دارد

اگر این برداشت درست باشد، معنای آن این است که نزدیک به دو میلیارد مسلمان، حدود پنجاه کشور اسلامی و اکثریت قاطع علمای جهان اسلام، همگی از احکام الهی فاصله گرفته‌اند و تنها یک گروه کوچک، حقیقت را در اختیار دارد. این همان منطق انحصارگرایانه‌ای است که هر مخالفی را گمراه می‌داند و خود را تنها نماینده اسلام معرفی می‌کند

چنین نگاهی، نه‌تنها با واقعیت جهان اسلام سازگار نیست، بلکه با تاریخ اسلام نیز همخوانی ندارد

پیامبر اسلام(ص) با غیرمسلمانان تجارت می‌کردند. مسلمانان و یهودیان در مدینه در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند و «میثاق مدینه» را به‌عنوان یک توافق مشترک برای تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی تدوین کردند. این سند تاریخی نشان می‌دهد که حتی در آغاز شکل‌گیری جامعه اسلامی نیز اصول و قواعد مشترک، بخشی از مدیریت جامعه بوده است

حال این پرسش مطرح می‌شود که چگونه پس از بیش از چهارده قرن، داشتن قواعد مشترک با دیگر کشورها و ملت‌ها، از سوی برخی افراد به‌عنوان مخالفت با دین معرفی می‌شود؟

در این نوع نگرش، تقریباً همه مسائل اجتماعی به حضور زنان تقلیل داده می‌شود. از ورزشگاه گرفته تا دانشگاه، اداره، بیمارستان و سایر عرصه‌های اجتماعی؛ گویی ریشه تمام مشکلات، حضور زنان در جامعه است

اگر این منطق را تا پایان دنبال کنیم، نتیجه آن روشن است؛ زنان نباید در دانشگاه‌ها تحصیل کنند، در اداره‌های دولتی کار کنند، در بیمارستان‌ها پزشک باشند، در نیروهای امنیتی خدمت کنند و اساساً در هیچ فضایی که مردان حضور دارند، دیده شوند. اما واقعیت این است که تقریباً هیچ نقطه‌ای از جامعه وجود ندارد که مردان در آن حضور نداشته باشند. بنابراین، نتیجه نهایی چنین دیدگاهی، حذف کامل زنان از عرصه عمومی خواهد بود

از سوی دیگر، این نگاه، هرگونه تعامل با کشورهای غیرمسلمان را به‌منزله فاصله گرفتن از دین می‌داند؛ در حالی که نه تاریخ اسلام چنین چیزی را تأیید می‌کند و نه تجربه کشورهای اسلامی امروز

روابط بین‌المللی امروز بر پایه مجموعه‌ای از اصول و قواعد مشترک شکل گرفته است؛ قواعدی که طی دهه‌ها و حتی قرن‌ها میان دولت‌ها مورد توافق قرار گرفته‌اند. همان‌گونه که قوانین فوتبال، این ورزش را به یک رقابت جهانی تبدیل کرده است، روابط میان کشورها نیز بدون وجود قواعد مشترک امکان‌پذیر نیست

وقتی امروز هواپیمای مسافربری یک کشور مانند ترکیه، هند یا هر کشور دیگری وارد فرودگاه افغانستان می‌شود، این نتیجه سال‌ها مذاکره، توافق و پذیرش مقررات مشترک میان دولت‌هاست. بدون چنین قواعدی، اساساً تعاملات امروز جهان شکل نمی‌گرفت

اما برای رد این واقعیت، تنها به این استدلال بسنده می‌شود که در ورزشگاه‌ها زنان و مردان کنار یکدیگر می‌نشینند؛ بنا براین، این قواعد پذیرفتنی نیست

اگر این منطق مبنا قرار گیرد، آیا همه کشورهای اسلامی فوتبال را ممنوع خواهند کرد؟

آیا همه دولت‌های اسلامی از آموزش زنان جلوگیری خواهند نمود؟آیا زنان را از کار در اداره‌ها، مدارس، بیمارستان‌ها و سایر نهادهای عمومی منع خواهند کرد؟

پاسخ روشن است. اکثریت قریب به اتفاق کشورهای اسلامی و علمای جهان اسلام، چنین برداشتی از دین ندارند

ویژگی مشترک همه جریان‌های افراطی نیز همین است؛ آنان افراط دیگران را به‌خوبی می‌بینند، اما افراط خود را نه. طالبان، عملکرد داعش را افراطی می‌دانند، اما در مقابل، بسیاری از مسلمانان جهان، اکثریت علمای اسلام و حتی شمار زیادی از مسلمانان افغانستان نیز در بسیاری از موارد، رویکرد طالبان را مصداق افراط‌گرایی می‌دانند

شاید از همین زاویه بتوان دلیل مخالفت با آموزش، دانشگاه و فضای آزاد فکری را نیز بهتر درک کرد. زیرا آموزش، ذهن پرسشگر و قدرت تحلیل را تقویت می‌کند و هرچه آگاهی جامعه بیشتر شود، پذیرش برداشت‌های انحصارطلبانه و افراطی دشوارتر خواهد شد

فوتبال در این بحث، تنها یک مثال است؛ مسئله اصلی، نحوه نگاه به جهان امروز است. تاریخی که از «میثاق مدینه» آغاز می‌شود و تا روابط پیچیده دنیای معاصر امتداد می‌یابد، نشان می‌دهد که جوامع انسانی همواره برای زندگی مشترک، تعامل و همکاری، به قواعد و اصول مشترک نیاز داشته‌اند. نادیده گرفتن این واقعیت، نه دفاع از دین، بلکه فاصله گرفتن از تجربه تاریخی مسلمانان و واقعیت‌های جهان معاصر است

نویسنده: حبیب‌الرحمان حکمتیار

برای نظر دادن باید ثبت‌نام کرده یا وارد شده باشید ورود?

اخبار مرتبط

ما را دنبال کنید

به قهرمان رای دهید

برترین دسته ها

نظر اخیر

  • user توسط KyuhqcUFaKDxgQxidA

    kcZRtHeWrgoWMTIL

    quoto
  • user توسط qcJvwIEkylYuVnMMCZ

    GBWGKEROsZZqoosN

    quoto
  • user توسط ZzTRVabJcrTlFUSRFgF

    mBQzzewrmjOEHCuhl

    quoto