news اخبار فوری
clock
اپلیکیشن ما را دانلود کنید با اپلیکیشن موبایل ما در هر جایی بخوانید
به زودی

از دانشگاه تا جبهه؛ داستان شکل‌گیری و مبارزات نهضت اسلامی افغانستان

از دانشگاه تا جبهه؛ داستان شکل‌گیری و مبارزات نهضت اسلامی افغانستان

از دانشگاه تا جبهه؛ داستان شکل‌گیری و مبارزات نهضت اسلامی افغانستان

نویسنده:عبدالخالق صارم

بریانیوز:(یکشنبه،۱۶ حمل۱۴۰۵) به مناسبت ۵۷مین سالروز تأسیس نهضت جوانان مسلمان، یادآور تلاش جمعی از جوانان در دانشگاه پولی‌تکنیک کابل است که با هدف دفاع از اعتقادات و ارزش‌های اسلامی و ملی، پاسداری از آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور و تحکیم نظام عدل الهی فعالیت خود را آغاز کردند. این نهضت، نمادی از روحیه تلاشگری و دغدغه نسل جوان برای حفظ هویت، عدالت و حاکمیت ملی در تاریخ معاصر افغانستان به شمار می‌رود.

مطالعۀ تاریخ معاصر افغانستان، بدون بررسی دقیق و همه جانبه نهضت اسلامی، ناقص و ناتمام خواهد بود. این نهضت، یکی از اساسی ترین پدیده های فکری و سیاسی در نیم قرن اخیر کشور است که تأثیر آن نه تنها در عرصه داخلی، بلکه در سطح منطقه و حتی نظام بین المللی قابل ملاحظه میباشد. بررسی این حرکت، صرفاً یادآوری یک گذشته نیست، بلکه تحلیل یک تجربه عمیق تاریخی است که در آن عناصر ایمان، آگاهی، مبارزه و فداکاری درهم آمیخته است.

پنجاه و هفت سال قبل (در۱۴ حمل سال ۱۳۴۸)، در شرایطی که افغانستان در وضعیت پیچیده سیاسی و فکری قرار داشت، نهضت اسلامی به حیث یک جریان کاملا خود جوش، مستقل و مبتنی بر باورهای دینی ظهور نمود. این دوره، مصادف با مرحلۀ بود که نظام شاهی، بالخصوص در دهه پایانی حاکمیت استبدادی خود، دچار ضعف ساختاری و بحران مشروعیت گردیده بود. ناتوانی در مدیریت امور کشور، فاصله گرفتن از مردم، و عدم پاسخگویی به نیازهای اجتماعی، زمینه را برای ظهور جریان های جدید فراهم ساخته بود.


در همین بستر، جریان های مختلف سیاسی با گرایش های متضاد وارد صحنه شدند. در میان آنان، جریان های کمونیستی و مائووستی که از حمایت مستقیم سیاسی و مالی اتحاد شوروی و پیکنگ برخوردار بودند، به سرعت در مراکز علمی و بالخصوص در پوهنتون کابل نفوذ پیدا کردند. این جریان، با استفاده از شعارهای عدالت اجتماعی و برابری، در ظاهر خود را مدافع طبقات محروم معرفی میکرد، اما در حقیقت، حامل یک ایدیولوژی الحادی و وابسته به قدرت های خارجی بود.  کمونیزم، در ماهیت خود، بر انکار دین و حذف ارزش های معنوی استوار است. این تفکر، انسان را صرفاً موجودی مادی تعریف میکند و هیچ جایگاهی برای ایمان، اخلاق و مسئولیت الهی قائل نیست. تجربه عملی این نظام در کشورهای مختلف، نشان داد که نتیجه آن چیزی جز استبداد سیاسی، سرکوب آزادی ها، نابودی هویت های فرهنگی و وابستگی کامل به مراکز قدرت خارجی نبوده است.

در افغانستان نیز، پیروان این مکتب، در صدد بودند تا با تکیه بر حمایت بیرونی، ساختار سیاسی کشور را دگرگون ساخته و جامعه را از ریشه های دینی و فرهنگی آن جدا سازند. این وضعیت، تهدیدی جدی برای هویت اسلامی و استقلال ملی کشور به شمار میرفت. در برابر این تهدید، نهضت اسلامی افغانستان به حیث یک پاسخ آگاهانه و مسئولانه شکل گرفت. این نهضت، برخلاف جریان های وارداتی، از درون جامعه، از میان توده های مردمی  و بر اساس نیازهای واقعی آن به وجود آمد. بنیانگذاران آن، جوانانی بودند که با درک شرایط زمان، مسئولیت خویش را در قبال دین و وطن احساس کردند و برای دفاع از آن به پا خاستند.


مرحله نخست فعالیت نهضت، بر کارهای فکری و تربیتی متمرکز بود؛ ایجاد حلقات علمی، برگزاری مباحثات، نشر آثار فکری و تلاش برای بیدارسازی نسل جوان، از جمله اقدامات اساسی این دوره به شمار میرود. این فعالیت ها، نقش مهمی در مقابله با نفوذ افکار کمونیستی و حفظ هویت دینی جامعه ایفا نمود. با تحولات سیاسی کشور، به ویژه پس از کودتای سال ۱۳۵۲ و سقوط نظام شاهی، شرایط به گونه ای تغییر کرد که فعالیت های نهضت با محدودیت های شدید مواجه گردید. فشارهای سیاسی، بازداشت ها و سرکوب ها افزایش یافت، اما این اقدامات نه تنها باعث توقف فعالیت ها و تحرکات نهضت نشد، بلکه موجب گسترش آن در میان اقشار مختلف جامعه گردید.

با وقوع کودتای کمونیستی در سال ۱۳۵۷ به رهبری نور محمد ترکی، افغانستان وارد مرحلۀ جدیدی از بحران شد؛ حاکمیت حزب دموکراتیک خلق، با پشتیبانی مستقیم اتحاد شوروی، سیاست های سختگیرانه و ضد دینی را به اجرا گذاشت. مساجد تحت نظارت قرار گرفت، علما مورد تعقیب واقع شدند، و هزاران تن از مردم بیگناه به زندان ها انداخته شدند. اوج این وضعیت، با تجاوز نظامی اتحاد شوروی در سال ۱۳۵۸ نمایان گردید.


این تجاوز، نقض آشکار استقلال و تمامیت ارضی کشور و دخالت مستقیم یک قدرت خارجی در امور داخلی افغانستان بود. حضور نیروهای شوروی، نه تنها یک اشغال نظامی، بلکه یک تلاش سازمان یافته برای تغییر ساختار فکری و فرهنگی جامعه محسوب میشد. در چنین شرایطی، نهضت اسلامی افغانستان وارد مرحله جهاد ومبارزات مسلحانه گردید. این مرحله، نقطه اوج مبارزات این نهضت به شمار میرود. مجاهدین، با تکیه بر ایمان و باورهای دینی، در برابر نیروهای مجهز شوروی ایستادگی کردند و یکی از بزرگترین مقاومت های مردمی در تاریخ معاصر را رقم زدند.

جهاد مردم افغانستان، دارای ابعاد مختلفی بود. از یک سو، یک مبارزه نظامی علیه اشغالگران خارجی به شمار میرفت و از سوی دیگر، یک حرکت عمیق اعتقادی و فرهنگی بود که هدف آن حفظ هویت اسلامی و استقلال کشور بود. این مبارزه، نشان داد که ایمان و اراده ملت ها، میتواند در برابر قدرت های بزرگ نیز به پیروزی برسد.


شکست اتحاد شوروی در افغانستان، یکی از مهمترین رویدادهای قرن بیستم محسوب میشود. این شکست، نه تنها باعث عقب نشینی نیروهای اشغالگر گردید، بلکه تأثیرات گسترده ای بر ساختار نظام بین المللی بر جای گذاشت.  تحلیلگران، این رویداد را یکی از عوامل اساسی در فروپاشی اتحاد شوروی میدانند.

در این مسیر، نهضت اسلامی افغانستان نقش محوری ایفا نمود. این نهضت، توانست با ایجاد یک چارچوب فکری و سازماندهی مؤثر، مبارزات مردمی را بسیج و هدایت کرده و به یک حرکت گسترده تبدیل نماید. فداکاری ها و قربانی های اعضای این نهضت، بخش مهمی از این موفقیت را تشکیل میدهد.

با وجود این دستاوردها، مرحله پس از جهاد، با چالش های جدی همراه بود. دسایس جهانی و فتنه های داخلی، مانع از تحقق کامل اهداف نهضت گردید. این دوره، نشان داد که حفظ دستاوردهای یک مبارزه، به همان اندازه دشوار است که خود مبارزه دشوار است.


امروز، در پنجاه و هفتمین سالروز تأسیس نهضت اسلامی افغانستان، بررسی این تجربه تاریخی، اهمیت خاصی دارد؛ این نهضت، یک میراث بزرگ فکری و سیاسی است که میتواند برای نسل های آینده الهام بخش باشد. ارزش هایی مانند ایمان، استقلال، عدالت، آگاهی و مقاومت، اصول اساسی این حرکت را تشکیل میدهد. در شرایط کنونی، که جهان اسلام با چالش های جدیدی مواجه است، بازگشت به این اصول میتواند راهگشا باشد. تجربه نهضت اسلامی افغانستان نشان میدهد که یک ملت، با تکیه بر باورهای دینی و اراده جمعی، میتواند در برابر تهدیدات داخلی و خارجی ایستادگی کند.

نهضت اسلامی افغانستان، (حزب اسلامی افغانستان) یکی از مهمترین جریان های تاریخ معاصر کشور است که نقش آن در شکل گیری تحولات سیاسی و اجتماعی، غیر قابل انکار است. بزرگداشت این مناسبت، در حقیقت تجلیل از یک مسیر طولانی از مبارزه، آگاهی و فداکاری است؛ مسیری که همچنان ادامه دارد و آینده کشور با آن پیوند عمیق دارد.


قابل یادآوری می‌دانیم که دستاوردهای نهضت اسلامی افغانستان و فداکاری‌های بنیان‌گذاران راستین آن، در مقاطعی از سوی برخی چهره‌های منسوب به این جریان، مورد مصادره و سوء‌استفاده قرار گرفته است. این افراد فرصت‌طلب با بهره‌گیری از نام «نهضت»، «جهاد» و «مجاهد»، در عمل به آرمان‌های جهاد، مجاهدین و شهدای بخون خفتۀ کشور و نیز به اصول و خط‌مشی اعتقادی و سیاسی این نهضت جفا کردند.

نهضت اسلامی افغانستان که ریشه‌های آن به دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی بازمی‌گردد و در بستر فعالیت‌های فکری، فرهنگی و سیاسی شخصیت‌هایی چون استاد عبدالرحیم نیازی، مولوی حبیب‌الرحمن، انجینر حبیب‌الرحمن، انجینر گلبدین حکمتیار، انجینر سیف‌الدین نصرتیار، استاد عبدالقادر توانا، استاد غلام‌ربانی عطیش، استاد سید عبدالرحمان آغا، استاد عبدالحبیب حنانی، استاد گل‌محمد، دکتور محمد عمر و خواجه محفوظ منصور شکل گرفت، در حقیقت حرکتی فکری-سیاسی بود که از میان محصلان دانشگاه کابل و سایر مراکز علمی کشور سر برآورد. این حرکت در واکنش به گسترش فعالیت‌های سازمان‌یافتهٔ جریان‌های چپ، بالخصوص گروه‌های کمونیستی و مائوئیستی وابسته به بیرون، به‌وجود آمد و هدف آن دفاع از هویت اسلامی، ارزش‌های دینی و استقلال فکری جامعه در برابر نفوذ ایدیولوژی‌های وارداتی بود.

این نهضت، بالخصوص در فضای فکری دانشگاه‌ها و مراکز علمی، به‌تدریج به یک حرکت سازمان‌یافته تبدیل شد و نقش مهمی در بسیج فکری نسل جوان ایفا کرد؛ به‌گونۀ که بعدها در تحولات سیاسی افغانستان، به‌خصوص در آستانه و پس از کودتای ثور ۱۳۵۷، به یکی از جریان‌های تأثیرگذار مبدل گردید.


پیش از تأسیس این نهضت، هیچ سازمان منظم سیاسی اسلامی با برنامه مدون و اهداف مشخص در کشور وجود نداشت و فعالیت‌های دینی بیشتر به‌صورت فردی و پراگنده توسط برخی علما دنبال می‌شد که اغلب با سرکوب رژیم ناکام می‌ماند. در مقابل، گروه‌های وابسته به قدرت‌های خارجی تلاش داشتند با نفوذ در مراکز علمی و فرهنگی، جهت‌گیری فکری جامعه را تغییر دهند.

این نهضت در برابر تحولات بزرگی چون کودتای کمونیستی ثور ۱۳۵۷ و سپس تهاجم اتحاد جماهیرشوروی به افغانستان نقش مهمی در بسیج مردمی و مقاومت ایفا کرد. جهاد مردم افغانستان که در دههٔ ۱۳۶۰ خورشیدی به اوج خود رسید، با حمایت گستردهٔ مردمی و قربانی‌های فراوان، سرانجام به عقب‌نشینی نیروهای شوروی در سال ۱۹۸۹ انجامید.

با این حال، عملکرد بخشی از افراد منسوب به نهضت در سال‌های پس از پیروزی جهاد، بالخصوص در دورهٔ جنگ‌های داخلی دههٔ ۱۳۷۰، سبب شد که اهداف اصلی جهاد و قربانی‌های مجاهدین به‌گونهٔ مطلوب به ثمر نرسد. اختلافات داخلی میان تنظیم‌های جهادی و نقض توافقات و تعهدات انجام شده، از جمله توافقات شورای رهبری تنظیم‌ها، زمینه‌ساز تداوم بحران و بی‌ثباتی در کشور گردید. در نتیجه، نظامی که بتواند آرمان دیرینهٔ ملت افغانستان یعنی تأسیس یک نظام واقعی اسلامی از طریق برگزاری انتخابات سرتاسر و شفاف، مستقل و مبتنی بر عدالت و برابری را تحقق بخشد، شکل نگرفت و مردم نتوانستند در فضای صلح، آرامش و استقلال، به‌دور از مداخلات خارجی، زندگی کنند.


همچنین، برخی از این چهره‌ها که از نام نهضت سوءاستفاده کردند و خود را به‌عنوان رهبر، عالم، پیر یا شیخ مطرح ساختند، نه‌تنها به تعهدات و ارزش‌های بنیادین نهضت پایبند نماندند، بلکه با سازش بر سر اصول و آرمان‌های آن، در روندهای سیاسی پس از سال ۲۰۰۱ میلادی نیز نقش فعالی ایفا کردند. از جمله، شرکت در کنفرانس بن در سال ۲۰۰۱ و حمایت یا همراهی با دعوت پیمان ناتو به رهبری آمریکا و انگلیس برای حمله نظامی و لشکرکشی در افغانستان، که منجر به تشکیل نظام جدید سیاسی تحت اشغال آمریکا شد، نمونۀ آشکار از این رویکرد است. این اقدامات، علاوه بر تضعیف مشروعیت نهضت، سرسوال بردن اصول واهداف جهاد باعث ادامه جنگ، ناامنی و کشتار طولانی‌مدت در کشور گردید و از دید برخی تحلیل‌گران و منتقدان، به‌عنوان بخشی از یک روند مهندسی‌شده و هدایت‌شده غربی برای تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی افغانستان تلقی شده است.

در پی حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ایالات متحدهٔ امریکا و متحدانش در چارچوب ناتو به افغانستان حمله نظامی کردند که به سقوط ادارۀ دور اول طالبان و حضور نظامی بیست‌سالهٔ نیروهای خارجی در کشور انجامید. این حضور، هرچند با اهداف اعلام‌شدهٔ مبارزه با تروریزم و بازسازی همراه بود، اما پیامدهای پیچیدهٔ سیاسی، امنیتی و اجتماعی برای افغانستان به‌همراه داشت.


از این‌رو، لازم است نسل جوان، بالخصوص قشر تحصیل‌کردهٔ پس از جهاد علیه شوروی و تحولات پس از ۲۰۰۱، تاریخ جهاد، فداکاری‌ها و دستاوردهای نهضت اسلامی افغانستان را با نگاه انتقادی و مبتنی بر منابع معتبر تاریخی مطالعه کنند. بررسی آثار پژوهشی، اسناد تاریخی، خاطرات مجاهدین و تحلیل‌های بی‌طرفانه می‌تواند به درک دقیق‌تر این دوره کمک نماید.

نسل نو باید بنیان‌گذاران واقعی، میراث‌داران راستین و پیروان صادق این نهضت را، به‌دور از تعصبات گروهی و سلیقه‌های شخصی، بشناسد و قربانی‌ها و تلاش‌های آنان را در راه دفاع از آزادی، استقلال، تمامیت ارضی و حفظ باورهای دینی و فرهنگ اسلامی طی بیشتر از نیم قرن ارج بگذارد.

برای نظر دادن باید ثبت‌نام کرده یا وارد شده باشید ورود?

ما را دنبال کنید

به قهرمان رای دهید

برترین دسته ها

نظر اخیر

  • user توسط KyuhqcUFaKDxgQxidA

    kcZRtHeWrgoWMTIL

    quoto
  • user توسط qcJvwIEkylYuVnMMCZ

    GBWGKEROsZZqoosN

    quoto
  • user توسط ZzTRVabJcrTlFUSRFgF

    mBQzzewrmjOEHCuhl

    quoto