news اخبار فوری
clock
اپلیکیشن ما را دانلود کنید با اپلیکیشن موبایل ما در هر جایی بخوانید
به زودی

در پاسخ به محمد محق اسلامیت مقدم است یا انسانیت؟ آیا جمعِ هم‌زمانِ ادیان ممکن است؟

در پاسخ به محمد محق  اسلامیت  مقدم است یا انسانیت؟ آیا جمعِ هم‌زمانِ ادیان ممکن است؟

در پاسخ به محمد محق

اسلامیت  مقدم است یا انسانیت؟ آیا جمعِ هم‌زمانِ ادیان ممکن است؟

به قلم: زمری محمدی، استاد دانشگاه

بریانیوز | سه‌شنبه، ۱۵ ثور ۱۴۰۵ اخیراً محمد محق، که از او به‌عنوان «محقق الهیات» یاد می‌شود، در یک پست فیسبوکی خود نوشت: «من مسلمانی هستم که با مسیحی، یهودی، سیک، بهایی، هندو، زرتشتی، بودایی و آتئیست هم‌خون و هم‌تبارم و خود را برتر و بهتر از آنان نمی‌دانم.»

آقای محق تأکید کرده است: «من حنفی‌ای هستم که با شافعی، مالکی و حنبلی، و همچنان با سلفی، صوفی، اخوانی، بریلوی، پنج‌پیری، مودودی و دیگران هم‌خون و هم‌تبارم و خود را بهتر و برتر از آنان نمی‌دانم.»

در ادامه افزوده است: «من سنی‌ای هستم که با شیعهٔ اثناعشری، اسماعیلی، زیدی، اباضی، نصیری، دروزی، علوی و احمدی هم‌خون و هم‌تبارم و خود را بهتر و برتر از آنان نمی‌دانم.»

وی در پایان مطلب یادآور شده است: «رسیدن به این چشم‌انداز برایم یک‌روزه اتفاق نیفتاده و آسان هم نبوده است، بلکه حاصل سال‌ها فراز و فرود فکری، همراه با تجارب زیستهٔ وجودی است. اما اکنون از همیشه آرام‌ترم؛ بی‌نفرت از هیچ کیش و آیینی و بی‌عداوت با هیچ مسلمان و نامسلمانی.»

نقد این دیدگاه

بنده در رد این دیدگاه، با رعایت جایگاه علمی و با در نظرداشت مراجع معتبر شرعی، نکاتی را به خدمت ارباب دانش تقدیم می‌دارم.

اگر این سخن تنها از منظر فیزیولوژیکی و ماهیت انسانی مطرح باشد ــ یعنی همه انسان‌ها از یک جنس‌اند و هیچ انسانی از حیث انسان بودن بر دیگری برتری ذاتی ندارد ــ این سخن فی‌نفسه قابل قبول است. اما اگر بحث به حوزه فضیلت، ایمان و حقیقت دینی کشانده شود، مسئله کاملاً متفاوت خواهد بود.

زیرا در منطق عقل و شرع، هرگز نمی‌توان عالم و جاهل، یا اهل بصیرت و انسان غافل را در یک سطح قرار داد. همان‌گونه که انسان عاقل با دیوانه برابر نیست، و عالم با جاهل یکسان شمرده نمی‌شود، در حوزه دین نیز نمی‌توان میان حق و باطل مساوات قائل شد.

آنچه از مجموع سخنان آقای محق برداشت می‌شود، ناظر به پیروی از ادیان مختلف است؛ یعنی این تصور که مسلمان بودن، امتیاز خاصی نسبت به پیروان سایر ادیان ایجاد نمی‌کند. این همان اندیشۀ است که در ادبیات دینی از آن به پلورالیسم دینی تعبیر می‌شود؛ یعنی حقانیت را منحصر به یک دین ندانستن و برای همه ادیان سهمی از حقیقت قائل شدن.

در حالی‌که باور قطعی و ریشه‌دار اسلامی این است که حق یکی بیش نیست و آن، دین اسلام است که بر محور قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم استوار است، و غیر از آن، راه‌های دیگر از منظر وحی الهی، حقانیت نهایی ندارند.

موقف اسلام در برابر یهودیت و نصرانیت

بر اساس اعتقاد اسلامی، قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی و ناسخ شرایع پیشین است. هر کس پس از بعثت پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم، دینی غیر از اسلام را اختیار کند، از منظر پذیرش الهی در مسیر مقبولیت قرار نمی‌گیرد.

خداوند متعال می‌فرماید:

{وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ} [آل عمران: ۸۵]

مفسران بزرگی چون امام نسفی، امام قرطبی و علامه آلوسی رحمهم‌الله، این آیه را در تأکید بر لزوم تبعیت از دین اسلام و نفی اعتبار شرایع منسوخ پیشین تفسیر کرده‌اند و نمونه‌هایی از شأن نزول آن را در مورد بازگشت برخی افراد از ایمان ذکر نموده‌اند.

از سوی دیگر، در آیات متعددی از قرآن کریم، اهل کتاب به دلیل عدم ایمان به رسالت پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم در زمره کسانی قرار گرفته‌اند که ایمان کامل نیاورده‌اند، و در احادیث نبوی نیز بر این حقیقت تأکید شده است.

از جمله حدیث صحیح پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم که فرمودند:

«وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ، لَا يَسْمَعُ بِي أَحَدٌ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ يَهُودِيٌّ وَلَا نَصْرَانِيٌّ، ثُمَّ يَمُوتُ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ، إِلَّا كَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ» (صحیح مسلم)

بر اساس این نصوص روشن، جایگاه ایمان و کفر در منطق وحی یکسان نیست؛ مسلمان بر مسیر حق است و غیرمسلمان از منظر اعتقادی در مسیر دیگری قرار دارد، و این تفاوت، یک تفاوت بنیادی و غیرقابل اغماض است.

برتری گاوپرستی بر دیدگاه مطرح‌شده

آقای محق در بخشی از سخنان خود حتی خود را بهتر از گاوپرستان نیز ندانسته است؛ امری که نشان‌دهنده شدت نگاه افراطی در نفی هرگونه تمایز ارزشی است.

حال آن‌که در برخی مکاتب هندوئی، گاو جایگاهی مقدس دارد و حتی از انسان فراتر پنداشته می‌شود. گاندی، از چهره‌های شناخته‌شده هند، نیز به نوعی به قداست گاو در فرهنگ هندی اشاره کرده است؛ چنان‌که نقل شده: «ماده گاو در حکم مادر میلیون‌ها انسان هندی است...»

این مثال نشان می‌دهد که در غیاب معیار وحیانی، معیارهای ارزشی دچار نسبیت شدید می‌شوند و گاه حتی حیوان بر انسان ترجیح داده می‌شود.

جمع‌بندی

دین اسلام، انسان را کریم‌ترین مخلوق الهی معرفی می‌کند، او را خلیفه خداوند در زمین می‌داند و جهان هستی را در مسیر تسخیر و بهره‌برداری هدفمند برای او قرار داده است. در قرآن کریم بارها به مقام «اولوالالباب» و کرامت انسانی اشاره شده است.

اما حقیقت این است که این کرامت در سایه هدایت الهی معنا می‌یابد؛ و هرگاه دین از زندگی انسان حذف شود، معیارهای ارزشی دچار آشفتگی می‌گردد، تا آنجا که انسان ممکن است موجودات فروتر از خود را معیار تقدس قرار دهد.

در پایان باید گفت: از منظر این نگاه، اسلام نه تنها یک دین در کنار سایر ادیان نیست، بلکه چارچوبی برای تعریف حقیقت، کرامت و انسانیت است. و به همین دلیل گفته می‌شود: تا اسلامیت نباشد، انسانیت در معنای واقعی و هدایت‌شده آن نیز تحقق کامل نخواهد یافت.

برای نظر دادن باید ثبت‌نام کرده یا وارد شده باشید ورود?

ما را دنبال کنید

به قهرمان رای دهید

برترین دسته ها

نظر اخیر

  • user توسط KyuhqcUFaKDxgQxidA

    kcZRtHeWrgoWMTIL

    quoto
  • user توسط qcJvwIEkylYuVnMMCZ

    GBWGKEROsZZqoosN

    quoto
  • user توسط ZzTRVabJcrTlFUSRFgF

    mBQzzewrmjOEHCuhl

    quoto