news اخبار فوری
clock

همسایۀ از افغانستان با پیامی به ایرانیان

همسایۀ از افغانستان با پیامی به ایرانیان

همسایۀ از افغانستان با پیامی به ایرانیان

به قلم: محمد جواد عمر، فعال سیاسی

بریانیوز:(سه شنبه۱۶جدی۱۴۰۴) ایرانی های عزیز! ده ها سال می شود که حکومت ملائی در ایران حاکم است؛ با وجود ارگان های میان تهی ای که برای امر به معروف و نهی از منکر در آن کشور فعالیت میکنند، اما این نظام نه تنها نتوانسته است یک نظام واقعی اسلامی را در این سرزمین حاکم سازد و فرامین الله را تامین کند، بلکه با گذشت هر روز، مسئله معنویت و اخلاقیات در این خطه بیشتر زیر پا میشود.

فحشا به اوج خود رسیده است، نظام های خانواده گی دیگر عطر و روحیه اسلامی گذشته را ندارند و ایران از نگاه فروپاشی خانواده و افت اخلاقی اجتماعی، به گونۀ نگران کنندۀ به اروپا و غرب نزدیک می شود. این واقعیت تلخ نشان میدهد که شعار دینی، بدون برابری اجتماعی، تامین عدالت، اخلاق، تربیت و عمل صادقانه، هرگز جامعه را اسلامی نمی سازد.


   از سوی دیگر، تبعیض مذهبی و قومی در این کشور و تحت حاکمیت ملاهای ایرانی بیداد میکند. برخی اقوام، مذاهب و اقلیت های دینی، مخصوصا مسلمانان واقعی یعنی اهل سنت و جماعت، از حقوق مساوی شهروندی برخوردار نیستند و در عرصه های تعلیم، کار و مشارکت سیاسی با محدودیت های جدی مواجه اند. چنین رویکردی نه با اسلام سازگار است و نه با عدالت اجتماعی که اساس هر نظام مشروع به شمار میرود.


   افت اقتصادی چالش بزرگ دیگر ایران است که با گذشت زمان، فقر بیشتر دامنگیر مردم میشود. هرچند بخشی از این مشکلات اقتصادی ناشی از سیاست های نادرست و سوء نیت زعمای ایرانی است، اما نباید فراموش کرد که برنامه هستۀ ایران و تقویت نسبی قدرت نظامی آن نیز زمینه تحریم های گسترده غرب را فراهم کرده و در نهایت فشار آن مستقیما بر دوش مردم عادی افتاده است. نتیجه این وضعیت، کاهش رفاه عمومی، تنگ شدن معیشت مردم و گسترش فاصله طبقاتی بوده است.


        مشکلات دولت ایران تنها به داخل این کشور و مردم آن خلاصه نمی شود؛ ایران فراتر از مرزهای خود نیز، در حد توان، از جبر و جفا در برابر همسایه ها دریغ نکرده است. پس از شکست اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان، ایران یکی از کشورهایی بود که نگذاشت نظام اسلامی مجاهدین در افغانستان حاکم شود و برای تحقق اهداف استعماری و شوم ابرقدرت ها در افغانستان، از هیچ نوع تلاش و همکاری دریغ نکرد، برخی مجاهدین افغان ترور شدند، تلاش هایی برای تسلیم کردن بزرگان جهاد به امریکا صورت گرفت، در دورۀ ریاست جمهوری سید محمد خاتمی در سال۱۳۸۰ دولت ایران به اساس توافقی که با امریکا انجام داده بود، تصمیم گرفت که گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان را تسلیم نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان نماید، ولی آقای حکمتیار قبل ازاینکه اطلاعات ایران این توافق را عملی نماید، بطور مخفی ایران را ترک گفت و دولت ایران دراین معامله با امریکا ناکام ماند.

در حین حملۀ پیمان ناتو به رهبری امریکا و انگلیس بر افغانستان وتداوم حضور آن ها دراین کشور، از طرف دولت ایران همکاری های اطلاعتی و لوجستیکی  به نیروهای امریکایی صورت گرفت، گروه های وابسته به سپاه و جریان های فکری و فرهنگی در افغانستان ایجاد گردید، افغان های مظلوم ومهاجر با بهای ناچیز و برای اهداف مشخص سیاسی به جنگ های فرقۀ و مذهبی کشانده شدند، برای ایجاد فاصله و درز میان اقوام و تشدید اختلافات میان میلیت های باهم برادر و مذاهب افغانستان میلیون ها دالر مصرف شد و برای حلقات بدنام و گروهک های اجیز و وابسته، سلاح و تجهیزات فراهم گردید.

    اگر بخواهیم این بحث را کوتاه بسازیم؛ آخرین و دردناک ترین نمونه ظلم و جفا، برخورد با مهاجرین مظلوم افغان است؛ همان مهاجرینی که به سبب غدر، خیانت و خوش خدمتی همین همسایه ها با اشغالگران شرقی و غربی، مجبور شدند وطن خود را ترک کنند و با خانواده های عفیف و باعزت شان در شرایطی زندگی نمایند که با کرامت انسانی سازگار نیست.

   آنان کارهای شاقه و رقت بار را با مزد ناچیز انجام دادند؛ کارهایی که هیچ ایرانی حاضر به انجام آن نبود. با آن هم، حکومت مکار ایران که خود را اسلامی میداند، همین مهاجرین را که بیش از هر ایرانی برای آبادی ایران زحمت کشیده بودند، با بی مهری کامل و در فضای رعب و وحشت، به گونۀ اجباری اخراج نمود.


خانه ها، موترها، دارایی ها، پول نقد و همه سرمایه شان از دست رفت  و ضبط گردید و حتی مواردی ثبت شد که مرد خانواده اخراج گردید و زن و فرزندانش بی خبر در ایران محصور ماندند.

 این روند ظالمانه همچنان ادامه دارد و بدون شک یک تصمیم سیاسی است که تاوان آن را مهاجرین بی پناه و مظلوم می پردازند.

        در مقابل، افغان های موحد و مجاهد همواره سیاست و تصمیم های خود را بر بنیاد ارزش های والای اسلامی و انسانی استوار ساخته اند. آنان اقتدار و سیاست را وسیلۀ برای آسایش انسان ها، رفاه جمعی و عدالت اجتماعی دانسته اند، نه ابزاری برای سرکوب دیگران و تامین رفاه شخصی. باور افغان های مؤمن این بوده است که افغانستان باید محور صلح و امنیت باشد و هیچگاه برای سرکوب همسایه ها یا تحقق آرمان های اجانب استفاده نشود و  این خطه در جنگ های نیابتی میان همسایه ها و قدرت های حریص  منطقه قربانی نگردد.


جهاد ملت و مردم مؤمن و با شهامت افغانستان علیه حملۀ نظامی پیمان متجاوز «وارسا» در دهه پنجاه(۱۳۵۸ الی ۱۳۶۸) و همچنان جهاد و ایستادگی ملت غیور و سلحشور افغانستان در برابر حملۀ نظامی پیمان جنایتکار ناتو به رهبری امریکا و انگیس این استکبار جهانی (در۱۳۸۰ الی۱۴۰۱) که به قیمت خون میلیون ها شهید، صد ها معیوب ومعلول، تخریب زیرساختا و نابودی اقتصاد مردم، آواره گی میلیون ها مهاجر تمام شد؛ وسیله نجات منطقه و همسایه ها بوده است.

        ایرانی های عزیز!

        با همه این مشکلات بی حد و حصر، دولت حاکم بر کشور شما دستاوردهایی نیز داشته است که نادیده گرفتن آن خلاف انصاف خواهد بود؛ از جمله پیشرفت در آموزش و تحصیلات عالی، رشد ظرفیت های علمی و تکنالوژیکی داخلی، گسترش زیربناها و خدمات عامه، حفظ نسبی استقلال سیاسی در برابر فشارهای خارجی، توسعه صنایع داخلی و خودکفایی نسبی، رشد قابل توجه زراعت و کشاورزی و پیشرفت چشمگیر در عرصه نظامی و تولید تجهیزات جنگی. این دستاوردها با وجود تحریم ها به دست آمده و قابل انکار نیست.

   حق با شماست؛ دستگاه دولتی حاکم بر جغرافیای ایران نیازمند اصلاح، تغییر و یا حتی تعویض است، اما شیوۀ که مردم از طریق برخی تحرکات اخیر دنبال میکنند، نادرست بوده و پیامدهای آن بسیار خطرناک و جبران ناپذیر خواهد بود. اگر این تحرکات به براندازی یا هرج و مرج بینجامد، ثبات نسبی موجود از میان میرود، فقر و فساد گسترش مییابد و دست اجانب بیش از پیش در کشور شما باز میشود، زیرا ریشه این حرکت ها از غرب و کاخ سفید آب می خورد و اهداف آن روشن است.

        اعتراضات جاری، هرچند با شعار آزادی، عدالت و اصلاحات اجتماعی مطرح میشود، اما در عمل ابزار فشار خارجی است و بیشتر از آنکه بیانگر خواست واقعی ملت باشد، به پیچیده تر شدن بحران ها و آسیب دیدن اقشار ملکی می انجامد. چنین روندی بی ثباتی داخلی، کاهش اعتماد میان مردم و حکومت، تضعیف حاکمیت ملی، پیامدهای اقتصادی و امنیتی و تشدید اختلافات اجتماعی را در پی دارد و اصلاحات واقعی و بومی را به تعویق می اندازد.

        تاریخ شاهد است که نظام های شاهی و سلطنتی، به جای تأمین منافع ملی، عمدتاً در پی منافع خانواده گی و حفظ قدرت شخصی بوده اند؛ شاهان گذشته ایران، ظاهرشاه افغانستان و ده ها شاه دیگر منطقه نمونه های آشکار آن اند که ثروت و امکانات کشور را در خدمت باداران، خانواده و نزدیکان خود قرار داده و حقوق مردم را نادیده گرفتند؛ چنین نظام هایی نه عدالت آوردند و نه ثبات پایدار.

   همچنان باید دانست که قدرت های استکباری، بالخصوص امریکا، دوستانی بی مروت و عهدشکن اند؛ آنان تا زمانی همراهی میکنند که منافع شان تأمین شود و پس از پایان مأموریت، اجیران خود را بی رحمانه کنار میگذارند. جمع کردن بساط جمهوریت اشرف غنی در افغانستان، برانداختن نظام معمر القذافی در لیبیا، اسارت و اعدام صدام حسین در عراق، و تحولات اوکراین، سوریه، مصر، افریقا و ونزویلا  و ده ها مورد دیگر ... نمونه های روشن این حقیقت تلخ اند.

   این همه، درسی بزرگ برای مردم ایران است؛ کسانی که از بیرون و با تکیه بر حمایت خارجی در پی قدرت اند، نه مشروعیت داخلی دارند و نه حافظ منافع ملت خواهند بود؛ شایسته اداره کشور کسانی اند که در روز های دشوار و در انقلاب ها کنار ملت، همصف و همدرد بوده اند، کشور را از بحران ها عبور داده اند و هزینۀ آن را پرداخته اند، نه آنانی که در آسایش بیرون نشسته و از دور خیال می بافند.

   بی ثباتی در ایران نه به خیر مردم شماست و نه به سود منطقه؛ تنها برنده چنین وضعیتی غرب و در راس آن امریکا است؛ راه رسیدن به نظام مطلوب، نظامی که همه مردم خود را در آن ببینند و حقوق همگان در آن تأمین گردد، تنها از مسیر اصولی و عقلانی میگذرد؛ از راه گفتگوی ملی و داخلی، گفتگویی آرام، مستقل و مسئولانه؛ تنها در چنین فضایی میتوان به نظامی رسید که واقعاً اسلامی و مردمی باشد؛ نه استبدادی و یک جانبه، و نه غرب زده و وابسته به اجانب.

پاسخ دهید

لغو پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ما را دنبال کنید

به قهرمان رای دهید

برترین دسته ها

نظر اخیر

  • user توسط amnEgqsNUzvWoQbbsBRd

    FYgtpBvvsvxnPazF

    quoto
  • user توسط QVlOgWrYDIfHDjdHPckaV

    BCJJStVPFgxHovqcuKHjIb

    quoto
  • user توسط Anonymous

    بیشک

    quoto