۸ثورت و پیامد های آن؛
ظهیر مبارز:
غصب قدرت و عدم برگزاری انتخابات از سوی ربانی مانع صلح در افغانستان شد
بریانیوز:(چهارشنبه، ۹ ثور ۱۴۰۵) با نزدیک شدن به ۸ ثور، سالروز سقوط آخرین دولت کمونیستی و وابسته به مسکو در کابل به رهبری محمد نجیبالله و ورود نیروهای برخی تنظیمهای جهادی به پایتخت، بار دیگر پرسشها و بحثهای گستردهای در میان کاربران شبکههای اجتماعی و فعالان سیاسی مطرح شده است.
یکی از فعالان سیاسی در فیسبوک پرسیده است که چرا سران تنظیمهای مجاهدین پیش از سقوط دولت کمونیستی برای تشکیل یک حکومت اسلامی از طریق مسالمتآمیز به تفاهم نرسیدند تا هنگام ورود به کابل، قدرت بدون جنگ و خونریزی انتقال یابد.

در پاسخ به این پرسش، ظهیر مبارز، یکی از فعالان سیاسی، نوشته است که رهبران احزاب و تنظیمهای جهادی پیش از سقوط دولت، بارها در پشاور، ایران و همچنین با حضور نمایندگان دولتهای خارجی نشستهایی برگزار کرده بودند. به گفته او، این نشستها شامل گفتوگوهای مفصل با نماینده خاص سازمان ملل متحد، بینن سیوان نیز بوده است.
وی افزوده است که در نتیجه این مذاکرات، توافق شده بود پس از یک دوره کوتاه ریاست صبغتالله مجددی، برهانالدین ربانی به مدت چهار ماه ریاست اداره موقت را بر عهده بگیرد و در این مدت زمینه برگزاری انتخابات سرتاسری، شفاف و آزاد برای تعیین رئیسجمهور فراهم شود تا قدرت سیاسی بهگونه مسالمتآمیز و عادلانه انتقال یابد.
به گفته مبارز، در نشستهای پیش از سقوط دولت در راولپندی و پشاور نیز همین توافق مورد تأیید قرار گرفته بود که پس از خروج قوای شوروی و سقوط دولت کمونیستی، انتخابات سراسری میان رهبران جهادی برگزار شود و هر فرد بتواند نامزد ریاستجمهوری گردد.
با این حال، او تصریح کرده است که پس از سقوط دولت نجیبالله، این توافقات عملی نشد و انتخابات سرتاسری برای تشکیل حکومت و کابینه برگزار نگردید. به باور او، این روند به دو دلیل متوقف شد: نخست، مداخلات و توافقات میان قدرتهای جهانی که در سطح بینالمللی مانع برگزاری انتخابات و تشکیل دولت واحد اسلامی شدند؛ و دوم، نبود بصیرت سیاسی، اختلافات داخلی و تمایل برخی رهبران به قدرت و نفوذ.

در ادامه این دیدگاه آمده است که برخی کشورهای منطقه نیز از شکلگیری یک دولت واحد اسلامی در افغانستان نگران بودند و در نتیجه، بهجای همکاری با مجاهدین، در جهت تضعیف و تخریب آنان عمل کردند و زمینه درگیریهای داخلی را فراهم ساختند.
ظهیر مبارز در پایان نوشته خود تأکید کرده است که اگر برهانالدین ربانی مطابق توافق، پس از چهار ماه از ریاست اداره موقت کنار میرفت و به برگزاری انتخابات سرتاسری تن میداد، افغانستان میتوانست مسیر صلح، ثبات و آرامش را در پیش گیرد.
او همچنین اشاره کرده است که در آن دوره، برخی جریانها مانند شورای نظار به رهبری احمدشاه مسعود و ائتلاف آن با شاخه پرچم حزب دموکراتیک خلق، باعث پیچیدهتر شدن وضعیت شده و به گفته او، دستاوردهای جهاد را تحت تأثیر قرار دادند.
در این دیدگاه آمده است که برخی تحلیلگران سیاسی، شورای نظار را متهم به اجرای پروژههای خارجی پس از خروج قوای شوروی کرده و معتقدند که این روند به تضعیف وحدت ملی و صلح در کشور انجامیده است.
این بحثها در حالی دوباره مطرح میشود که همچنان درباره نحوه انتقال قدرت در سال ۱۳۷۱ و پیامدهای آن، میان تحلیلگران و جریانهای سیاسی دیدگاههای متفاوت و بحثبرانگیزی وجود دارد.
برای نظر دادن باید ثبتنام کرده یا وارد شده باشید ورود?