news اخبار فوری
clock
اپلیکیشن ما را دانلود کنید با اپلیکیشن موبایل ما در هر جایی بخوانید
به زودی

آیا می توان در رویکرد طالب تغییر ایجاد کرد؟

آیا می توان در رویکرد طالب تغییر ایجاد کرد؟

آیا می توان در رویکرد طالب تغییر ایجاد کرد؟ کمتر از آنچه فکر می کنید، می دانید

نویسنده: انجینر حبیب‌الرحمن حکمتیار 

بریانیوز- جمعه ۵ سرطان ۱۴۰۵

ما انسان ها تجریحا ګروهی فکر می کنیم. درست همان ګونه که اختراع یک وسیله، حل و فصل درګیری یا درمان یک بیماری به همکاری جهانی نیاز دارد. هیچ کس همه چیز را در باره ساخت پل ها، طیاره ها و موتر ها نمی داند. آنچه انسان را نسبت بر سایر حیوانات برتری داده منطق فردی آن نیست، بلکه توانایی بی مانند انسان برای تفکر باهم در ګروه های بزرګ است.

انسان ها به طرز شرم آوری خیلی کم در باره جهان می دانند و هرچه به سوی آینده می رویم ، دانش انسان در باره جهان کمتر و کمتر می شود.

ما تقریبا برای همه نیازهای خود بر تخصص دیګران متکی هستیم . در یکی از آزمایشات از مردم خواسته شد که تا چه حد می فهمند یک زیپ جاکت چګونه کار می کند و با جزئيات همه عملکرد یک زیپ را شرح دهند، در حالی که همیشه از آن استفاده می کنند ، فهمیده شد که بیشتر مردم هیچ نمی دانستند.

این چیزی است که یکی از دانشمندان آنرا توهم دانایی نامیده. ما فکر می کنیم زیاد می دانیم، هرچند شخصا خیلی کم می دانیم، زیرا طوری با دانش ذهن دیګران برخورد می کنیم ګویی دانش آنان نیز ازماست. مثلا استفاده از زیپ جاکت.

اتکای ما به تفکر ګروهی، ما را به ارباب جهان تبدیل کرده است و توهم دانایی یعنی اینکه تصور کنیم همه چیز را می دانیم باعث خواهد شد نتوانیم درک درست از جهان داشته باشیم. اعتماد به دانایی دیګران، به انسان کمک شایانی کرده است.

همین تفاوت های جزئی و درک همین حقایق در جوامع باعث انکشاف آنان می شود، متاسفانه طالبان چنین رویکردی ندارند و تصور می کنند در مورد جهان بیش از دیګران و تمام متخصصین می دانند.

توهم دانایی مضرات خودش را دارد، جهان روز به روز پیچیده تر می شود و مردم نمی توانند درک کنند چقدر ازآنچه در اطرافشان می ګذرد، بی اطلاع اند. در نتیجه طالبان ، که در مورد خیلی از مسائل چیزی نمی دانند ، سیاست های را در آن زمینه ها پیشنهاد می دهند. در مورد اینترنت، مبایل، قوانین، حکومت داری، اقتصاد، حتی نظام اسلامی در افغانستان ، در مورد جهانی شدن، داشتن مشروعیت و... ابراز نظر می کنند. حتی از جامعه بین الملل ، سازمان های بین المللی و قوانین پذیرفته شده بین المللی آګاهی ندارند و در مقابل آن می ایستند!!!

اما مشکل کجاست؟ مشکل این است که مردم به ندرت نادانی خود را می پذیرند، زیرا خود را درون حبابی مملو از دوستان همفکر و خوراک خبری مورد تایید خودشان محبوس می کنند، جایی که عقایدشان به طور مداوم تقویت و به ندرت به چالش کشیده می شود.

و همچنان بعید به نظر می رسد که در اختیار قرار دادن اطلاعات بیشتر و بهتر به طالبان، اوضاع را بهتر کند.

دانشمندان همیشه امیدوارند با اموزش علمی بهتر، دیدګاه های اشتباه را باطل کنند و کارشناسان امیدوارند با ارائه اطلاعات دقیق و ګزارش های تخصصی، افکار عمومی را به واقعیت ها جلب کنند. در حالیکه مشکل است این امیدواری در طالبان تغییر ایجاد کند. زیرا هر روز خبرهای به آنان خوراک داده می شود و در جمعی هستند که باورهای شان نسبت به عملکردهایشان تقویت می شود.

غالب دیدګاه های انسان به وسیله ګروه اندیشی شکل می ګیرد تا منطق فردی، و به دلیل وفاداری ګروهی، به این افکار می چسپیم. حتی دادن اطلاعات واقعی به طالبان و اینکه به آنان بګوییم اشتباه فکر می کنند ، نتیجه عکس می دهد. اکثر مردم اطلاعات واقعی زیاد را دوست ندارند و دل شان نمی خواهد احمق به نظر برسند.

بنابراین خیلی امیدوار نباشیم که بتوانیم طالبان را با ارائه اطلاعات و معلومات درست و اینکه چه عملکردی به سود کشور و اسلام است ، آنانرا قانع سازیم.

قدرت ګروه اندیشی آن قدر نافذ است که شکستن دژ آن، حتی وقتی دیدګاه هایش به نظر مستبدانه و غیر معقول هم بیاید، کار سختی است.

واقعا جالب است که نتوان درک کرد چه پالیسی و قوانینی به خیر کشور است ، اما بلاخره عده ای با جان و دل باور دارند آنچه آنان انجام می دهند درست است، اګر مخالفت با تعلیم و کار زنان باشد، اګر دشمنی با تعلیم باشد، اګر حرام دانستن تلویزیون، اینترنت و مبال باشد ، و...

حتی آنانی که مدعی هستند روشنفکر و علما هستند نیز از قدرت ګروه اندیشی مصون نیستند، یعنی آنان نیز دنبال متونی می ګردند تا وضعیت فعلی را توجیه کنند.

قدرت مطلق، به طور اجتناب ناپذیری حقیقت را تحریف می کند، قدرت بیشتر ، یعنی تغییر واقعیت، نه دیدن آنچه که هست. وقتی چکش در دست دارید، همه چیز شبیه میخ به نظر می رسد، وقتی قدرت مطلق در دست دارید، مرتب دعوت به مداخله می شوید، حتی اګر به طریقی بر این میل غلبه کنید، مردم اطراف شما هرګز چکشی را که در دست دارید فراموش نخواهند کرد.

هیچ سلطانی نمی تواند برای همیشه به ملازمان و زیردستانش اعتماد کند که حقیقت را به او بګویند.

از این رو، قدرت مطلق مانند سیاهچاله عمل می کند که فضای دور خود را پیچ و تاب می دهد و منحرف می کند.( برای عده ای که نمی فهمند سیاهچاله چیست در مورد آن تحقیق کنند) هرچقدر به سیاه چاله نزدیک تر شوید، همه چیز بیشتر می چرخد. هر کلمه ای که وارد مدار شما شود، بارسنګین تری را تحمل می کند و هر شخصی در نزدیکی مدار قدرت تلاش می کند تملق شما را بګوید یا چیزی از شما بستاند . اطاعت از تمام عملکردها و تصامیم نادرست در قبال کشور به خاطر سیاهچاله قدرت است.

هر آن کسی که از این تصامیم نادرست حمایت می کند تقصیر او نیست، تقصیر رهبر طالبان نیز نیست، تقصیر جاذبه قدرت است.

اګر واقعیت را می خواهید باید از سیاهچاله قدرت فرار کنید، معمولا آنانی که با روند فعلی همکار هستند ، تصمیم می ګیرند چه کسی به مرکز قدرت برسد و علاقه دارند ایده های مزاحم و مخالف را حذف و تصفیه کنند. آنچه طالبان در مقابل نقد دیګران انجام می دهند.

در دهه های پیش رو، جهان حتی پیچیده تر از آنچه هست می شود، در نتیجه انسان ها ، خیلی کمتر از قبل درباره ابزار تکنولوژیکی، جریان های اقتصادی و محرک های سیاسی ای که جهان را شکل می دهند، خواهند دانست، طالب از حالا هم نمی داند، اما خودش باور دارد می داند، در حالیکه سقراط بیش از دو هزار سال پیش نظر داد، بهترین کاری که تحت این شرایط می توانیم انجام دهیم ، پذیرفتن جهل فردی خود است.

۲۱ درس برای قرن ۲۱

برای نظر دادن باید ثبت‌نام کرده یا وارد شده باشید ورود?

اخبار مرتبط

ما را دنبال کنید

به قهرمان رای دهید

برترین دسته ها

نظر اخیر

  • user توسط KyuhqcUFaKDxgQxidA

    kcZRtHeWrgoWMTIL

    quoto
  • user توسط qcJvwIEkylYuVnMMCZ

    GBWGKEROsZZqoosN

    quoto
  • user توسط ZzTRVabJcrTlFUSRFgF

    mBQzzewrmjOEHCuhl

    quoto